
بدشکلی عضلانی یا دیسمورفی عضلانی چیست؟
تشخیص بیماری روانی میتواند دشوار باشد. آیا نگرانی بیش از حد شما اضطراب محسوب میشود؟ آیا غم و اندوه شما در واقع افسردگی بالینی است؟
این امر به ویژه در مورد اختلالات کمتر شناخته شده صادق است.
بسیاری از ما جنبههایی از خودمان را داریم که از آنها خوشمان نمیآید و اگر فرصت پیش بیاید آنها را تغییر میدهیم.
با این حال، بین عدم علاقه معمولی و وسواس، بین تمایل سالم به تغییر و ناامیدی ناسالم برای آن، تفاوتی وجود دارد.
در این مورد، اگر احساس میکنید که اشتغال ذهنی شما به عضلهسازی ناسالم منجر میشود یا جنبههای دیگر زندگی روزمره شما را تحت تأثیر قرار میدهد، ممکن است بخواهید روند دیگری را در پیش بگیرید.
خلاصه مطلب:
بدشکلی عضلانی چیست؟

بدشکلی عضلانی زیرمجموعهای از اختلالی است که به عنوان اختلال بدشکلی بدن (BDD) شناخته میشود. ویژگیهای قطعی BDD عبارتند از:
- اشتغال ذهنی قابل توجه به یک نقص در ظاهر فرد که در واقعیت یا جزئی است یا وجود ندارد.
- درجهای از پریشانی عاطفی که در یک یا چند جنبه از عملکرد روزانه فرد اختلال ایجاد میکند.
- درگیر شدن در رفتارهای تکراری یا وسواسی مانند: بررسی آینه، کندن پوست، جستجوی اطمینان و موارد دیگر. منبع (۱)
اختلال بدشکلی بدن (BDD) یک اختلال کمتر تشخیص داده شده است و بسیاری از افراد از اینکه این یک وضعیت روانشناختی رسمی و قابل درمان است بیخبرند.
در نتیجه: بسیاری از افراد به جای درمان روانپزشکی، روشهای دیگری را برای درمان درد خود دنبال میکنند، زیرا معتقدند مشکل جسمی است.
کسانی که از دیسمورفی عضلانی رنج میبرند، اغلب به همین سرنوشت دچار میشوند و سعی میکنند مشکل را از طریق روشهای فیزیکی مانند: ورزش بیش از حد یا استفاده از استروئیدهای آنابولیک و آندروژنیک اصلاح کنند.
دیسمورفی عضلانی شامل: یک اشتغال ذهنی ناسالم با اندازه بدن است: در این مورد، افراد با این ایده مشغول هستند که بدنشان به اندازه کافی عضلانی نیست و سعی میکنند با انجام فعالیتهای زمانبر برای افزایش عضلاتشان، این را جبران کنند.
همانند BDD استاندارد، افرادی که از دیسمورفی عضلانی رنج میبرند، پریشانی روانی قابل توجه و اختلال در عملکرد را تجربه میکنند و اغلب برای دستیابی به آنچه که بدن کامل خود میدانند، رفتارهای ناسالم انجام میدهند. منبع (۲)
علائم دیسمورفی عضلانی چیست؟
- مشغولیت ذهنی قابل توجه به عضلانی بودن فرد و ناامنی شدید از اینکه فرد به اندازه کافی بزرگ یا بیش از حد لاغر یا ضعیف است.
- ناراحتی عاطفی شدید ناشی از این مشغولیت ذهنی.
- درگیر شدن در یک الگوی رفتاری وسواس گونه که ممکن است شامل: وزنهبرداری بیش از حد یا سایر تمرینات، رژیم غذایی شدید یا حتی مصرف مواد مخدر باشد.
همانطور که در مورد افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن صادق است، مبتلایان به دیسمورفی عضلانی اغلب احساس میکنند که وقتی بیرون می روند، همه به آنها نگاه میکنند و آنها را براساس نقص درک شده (در این مورد، عدم وجود عضلات) قضاوت میکنند.
در نتیجه: ممکن است تمایلی به دیده شدن در انظار عمومی نداشته باشند. زندگی اجتماعی و روزمره آنها ممکن است به دلیل خودآگاهی و شرمشان در مورد ظاهرشان به شدت تحت تأثیر قرار گیرد.
آنها ممکن است در توانایی خود برای عملکرد در زندگی عادی دچار اختلال شوند: جنبه هایی از زندگی روزمره مانند: قرار ملاقات، صمیمیت، عملکرد شغلی، عملکرد تحصیلی و برخوردهای اجتماعی ممکن است همگی در نتیجه این اختلال آسیب ببینند.
در موارد شدید، افراد ممکن است کار را متوقف کنند، کاملاً منزوی شوند یا حتی اقدام به خودکشی کنند.
چه کسانی دیسمورفی عضلانی را تجربه میکنند؟
براساس مطالعات موجود، مردان بین ۱۵ تا ۳۲ سال اصلیترین مبتلایان به دیسمورفی عضلانی هستند.
با این حال، زنان و مردان مسنتر نیز ممکن است آن را تجربه کنند. این اختلال در بین بدنسازان و ورزشکاران شایعتر است.
این بدان معنا نیست که این اختلال ناشی از بدنسازی است، بلکه درصد کمی از بدنسازان ممکن است به دلیل ناامنی شدید، به یک درگیری وسواسگونه به این فعالیت سوق داده شوند که ممکن است از طریق درمان یا دارو به طور موثرتری درمان شود.
اگر احساس میکنید که در مورد عضله سازی وسواس پیدا کردهاید، فعالیتها و رفتارهای مربوط به عضلهسازی، زندگی شما را تحت کنترل خود درآورده است یا به دلیل عدم وجود عضلات، دچار ناراحتی روانی هستید، بهتر است که با پزشک مشورت کنید.
چه چیزی باعث دیسمورفی عضلانی میشود؟

در کتاب کاترین فیلیپس، آینه شکسته، او انواع علل بالقوه اختلال بدشکلی بدن را مورد بحث قرار میدهد.
BDD و به تبع آن، دیسمورفی عضلانی، ممکن است ناشی از عوامل بیولوژیکی یا ژنتیکی، شرایط اجتماعی یا تربیت، یک حادثه آسیبزا یا ترکیبی از عوامل باشد.
پاسخ کوتاه این است که: مطمئن نیستیم. حفظ آگاهی نسبت به افکار و الگوهای رفتاری فرد برای تشخیص شاخصهای احتمالی یک وسواس ناسالم با ظاهر فرد ضروری است.
چرا دیسمورفی عضلانی میتواند خطرناک باشد؟
BDD و به تبع آن، دیسمورفی عضلانی، با درجهای از تفکر هذیانی همراه است.
افراد مبتلا به دیسمورفی عضلانی اغلب صادقانه معتقدند که: کوچک یا ضعیف به نظر میرسند، در حالی که برای دیگران، آنها عادی و سالم یا حتی به طور غیرعادی عضلانی به نظر میرسند (میتوان مقایسهای با بیاشتهایی عصبی انجام داد، که در آن فرد مورد نظر صادقانه معتقد است که چاق است در حالی که در واقع وزن سالمی دارد یا کم وزن است). منبع (۳)
این نوع باور میتواند منجر به رفتارهای ناسالم و کاهش قابل توجهی در سلامت جسمانی فرد شود.
اگر کسی واقعاً متقاعد شده باشد که بدن او از نظر عضلانی دچار کمبود است، اغلب به رفتارهایی مانند: رژیم غذایی محدودکننده، ورزش بیش از حد و حتی استفاده از استروئیدهای آنابولیک و آندروژنیک روی میآورد که همگی میتوانند برای سلامتی فرد بسیار مضر باشند و عوارض جانبی طولانیمدت داشته باشند.
علاوه بر افزایش خطر مصرف استروئید، مردان مبتلا به دیسمورفی عضلانی نیز به طور کلی در معرض خطر بالاتری از سوءمصرف مواد قرار دارند.
BDD شدید یک بیماری تهدیدکننده زندگی است و مردان مبتلا به دیسمورفی عضلانی به نظر میرسد در معرض خطر حتی بالاتری قرار دارند.
دیسمورفی عضلانی نیز خطرناک است زیرا میتواند فرد را به نادیده گرفتن سایر جنبههای زندگی خود سوق دهد تا کاملاً روی نقص درک شده تمرکز کند.
نه تنها خود رفتارها اغلب ناسالم هستند (رژیم غذایی، ورزش بیش از حد و مصرف مواد مخدر)، بلکه اشتغال ذهنی به این رفتارها، اغلب منجر به افزایش رنج میشود زیرا حوزههای حیاتی زندگی نادیده گرفته میشوند و در نتیجه: اغلب رو به وخامت میگذارند.
روابط و ازدواجها اغلب به پایان میرسند زیرا همسر نمیتواند اشتغال ذهنی بیش از حد را درک کند یا با آن کنار بیاید.
دوستیهایی که نادیده گرفته میشوند ممکن است از بین بروند. اگر فردی بیش از حد درگیر این رفتارهای وسواسی باشد، عملکرد کاری او ممکن است آسیب ببیند.
در موارد شدید، افراد ممکن است کار را به طور کامل ترک کنند و منزوی شوند زیرا تمام وقت آنها روی آنچه که آنها وظیفه اصلی خود میدانند متمرکز است: اصلاح نقص درک شده در خود.
درمان دیسمورفی عضلانی
در مقایسه با BDD استاندارد، تحقیقات کمتری در مورد روشهای درمانی بالقوه برای دیسمورفی عضلانی انجام شده است اما به نظر میرسد تحقیقات موجود نشان میدهند که: درمانهایی که در کمک به افراد مبتلا به BDD استاندارد مؤثر بودهاند، در درمان افراد مبتلا به دیسمورفی عضلانی نیز مفید هستند.
مطالعات نشان میدهند که: اگرچه تحقیقات بیشتری لازم است، ۲ روش درمانی نتایج مثبتی را نشان دادهاند: داروهای ضدافسردگی و درمان شناختی رفتاری. منبع (۴)
کاترین فیلیپس در کتاب خود به نام “آینه شکسته” این روشها را به تفصیل شرح میدهد، اگرچه او مشخص میکند که نوعی از داروهای ضدافسردگی که به عنوان SRI یا SSRI شناخته میشوند، ممکن است مؤثرترین دارو برای درمان BDD باشند.
مهم است به یاد داشته باشید که: این توصیه برای مبتلایان به BDD استاندارد است و ممکن است برای دیسمورفی عضلانی صدق نکند.
او همچنین درمان شناختی رفتاری را توصیف میکند که نوعی درمان با هدف درمان افکار و رفتارهای وسواسی شما و کمک به شما برای توسعه ایدههای سالمتر و واقعبینانهتر در مورد خود و ظاهر شما است.
- منابع اضافی
فیلیپس همچنین با همکاری چندین متخصص دیگر در این زمینه، کتابی را به طور خاص در مورد موضوع مردان مبتلا به اختلال بدشکلی بدن، با عنوان “سندرم آدونیس: بحران پنهان وسواس بدن مردان” نوشته است.
اگر با دیسمورفی عضلانی دست و پنجه نرم میکنید، این ممکن است یک منبع ضروری برای شما باشد.
حرف آخر
در همه موارد، ضروری است که این نگرانیها را با پزشک خود در میان بگذارید تا راههای مناسبی برای رسیدگی به آنها پیدا کنید.
به ویژه در مورد دیسمورفی عضلانی، از آنجایی که این بیماری در میان بدنسازان و ورزشکاران شایع است، مربیان ورزشی باید با علائم این بیماری آشنا باشند تا بتوانند این علائم را تشخیص داده و مراقبتهای لازم را توصیه کنند.
رفتارهای ورزشی و بدنسازی به خودی خود ناسالم نیستند؛ با این حال، مربیان باید بتوانند هم نقطهای را که این رفتارها بیش از حد میشوند و هم نشانههایی را که یک مشتری توسط افکار وسواسی و بالقوه توهمآمیز هدایت میشود تشخیص دهند، زیرا این ممکن است برای یک فرد هم از نظر روانی و هم از نظر جسمی ناسالم شود.
- کمک گرفتن برای اختلال بدشکلی بدن یا دیسمورفی عضلانی میتواند فوقالعاده دشوار باشد.
اغلب افراد احساس میکنند که اگر ناامنیهای خود را اعتراف کنند، دیگران آنها را خودبین یا احمق میدانند یا صرفاً به آنها اطمینان میدهند که این کار برای مهار افکار و رفتارهای وسواسی مؤثر نیست.
برخی دیگر میترسند که مطرح کردن نقصهای ادراک شده خود در برابر دیگران، منجر به توجه بیشتر به این نقصها شود. ضروری است که شجاع باشید و از خود دفاع کنید.
مطمئن باشید که این یک اختلال شناخته شده است، اگرچه کمتر مورد توجه قرار گرفته است.









