
آیا رژیم معکوس برای سوخت و ساز مفید است؟
رژیم معکوس وعده میدهد که سوخت و ساز شما را ترمیم میکند، از بازگشت وزن جلوگیری میکند و امکان میدهد در حالی که لاغر میمانید، به طور قابل توجهی بیشتر غذا بخورید.
اما تحقیقات علمی، چیز دیگری را نشان میدهند. سوخت و ساز شما خراب نشده بلکه سازگار شده است. رژیم معکوس میتواند به پایبندی و بهبود روانی کمک کند اما قوانین فیزیک تعادل انرژی همچنان اعمال میشود. بیایید ببینیم تحقیقات واقعاً چه چیزی را نشان میدهند.
رژیم معکوس ادعا میکند که: با افزایش تدریجی کالری (اغلب به میزان کم ۵۰ کالری در هفته)، از بازگشت وزن جلوگیری میکنید و ظرفیت متابولیک خود را به نقطهای میرسانید که میتوانید بدون افزایش چربی، به طور قابل توجهی کالری بیشتری مصرف کنید.
اما این فرضیه چند مشکل جدی دارد.
برای شروع، بیایید اجزای مختلفی را که به تعداد کل کالریهایی که هر روز میسوزانیم کمک میکنند بررسی کنیم.
- نرخ متابولیسم پایه (RMR): این حداقل مقدار انرژی است که بدن برای انجام تمام کارهای عجیب و غریبی که شما را زنده نگه میدارند، مانند: پمپاژ خون در بدن، فعال نگه داشتن مغز، هضم غذا و اطمینان از ادامه تنفس حتی زمانی که فراموش میکنید به آن فکر کنید نیاز دارد.
- اثر حرارتی غذا: این انرژی مصرف شده برای هضم، جذب و ذخیره غذا است.
- مصرف انرژی فعالیت بدنی (PAEE): این شامل: ورزش، کاردیو و فعالیت غیرورزشی گرمازا (NEAT) مانند: ایستادن، راه رفتن و… است.
همه این اجزا پویا هستند و تحت تأثیر وضعیت انرژی شما قرار میگیرند. اگر در کسری کالری غذا بخورید و وزن کم کنید، نرخ سوخت و ساز پایه شما برای جبران کاهش چربی بدن و توده بدون چربی کاهش مییابد. شما غذای کمتری میخورید، بنابراین انرژی مورد نیاز برای هضم نیز کاهش مییابد. همچنین با حرکت و ورزش، کالری کمتری میسوزانید. این تا حدی به دلیل کاهش سطح انرژی است اما همچنین به این دلیل که بدن شما بهینهتر کار میکند و برای انجام همان کار کالری کمتری مصرف میکند. منبع (۱ و ۲)
در پشت همه اینها، تغییرات هورمونی هستند که همه چیز را کنترل میکنند.
هورمونهایی مانند: لپتین (که از سلولهای چربی آزاد میشود) و انسولین کاهش مییابند و به مغز شما پیام میدهند که “ذخایر انرژی کم است”، این باعث میشود شما گرسنهتر شوید و تعداد کالریهایی را که میسوزانید کاهش میدهد. هورمونهای تیروئید (به ویژه T3) نیز آسیب میبینند و تعداد کالریهایی را که بدن در حالت استراحت مصرف میکند کاهش میدهند. منبع (۳)
رژیم معکوس برای پر کردن شکاف بین پایان رژیم و مرحله نگهداری معرفی شد، تا افراد بتوانند این سازگاریها را بدون بازگشت چربی بدن معکوس کنند. متأسفانه، صنعت تناسب اندام کاری را که همیشه انجام میدهد، انجام داد: آن را به یک درمان معجزهآسا با ادعاهایی چنان عجیب تبدیل کرد که فکر میکنید معجزه میکند!
در این مطلب، توضیح خواهم داد که چرا آن ادعاها معتبر نیستند، چرا بسیاری از مردم فکر میکنند رژیم معکوس برای آنها کار کرده است و چگونه باید به آن رویکردی داشت که به شما امکان میدهد بدون یک دوره رژیم معکوس طولانی و غیرضروری به مرحله نگهداری بازگردید.
خلاصه مطلب:
آیا رژیم معکوس، سوخت و ساز را بازسازی میکند؟
خیر، زیرا هیچ چیز آسیب ندیده است.
همانطور که در بالا اشاره کردم، برخی سازگاریها در طول کاهش وزن اتفاق میافتند. این “آسیب” نیست، بلکه مکانیسمهایی است که بدن برای جلوگیری از کاهش وزن بیشتر در اختیار دارد. خوشبختانه، این سازگاریها عمدتاً با پایان رژیم و بازگشت به مرحله نگهداری معکوس میشوند. منبع (۴)
برای مثال: یک فراتحلیل از ۳۳ مطالعه که به بررسی این موضوع میپرداخت که آیا سازگاری متابولیک پس از کاهش وزن در بزرگسالان رخ میدهد یا خیر، نشان داد که: ۲۷ مورد از ۳۳ تحقیق، سطحی از سازگاری متابولیک را گزارش کردند اما بیشتر مطالعات گزارش دادند که: این سازگاریها یا ناچیز بودند یا در فاز حفظ کالری به طور کامل از بین رفتند. منبع (۵)
من میگویم: عمدتاً به این دلیل که همه این سازگاریها به دلیل کمبود نیستند، برخی به دلیل از دست دادن چربی بدن و توده بدون چربی هستند. بنابراین، تا زمانی که بدن لاغرتری را حفظ میکنید، سوخت و ساز شما کمتر از زمانی خواهد بود که وزن بیشتری داشتید، زیرا برای حفظ وزن جدید و سبکتر خود، به انرژی زیادی نیاز ندارید. منبع (۶)
مهمتر از همه، این تغییرات مورد انتظار و متناسب با میزان کاهش وزن هستند. هیچ چیز به طور دائمی در سوخت و ساز شما خراب نشده و در حالی که سازگاری متابولیک واقعی است، نسبتاً ناچیز است.
آیا رژیم معکوس، سوخت و ساز شما را تقویت میکند؟

مسلماً، جذابترین ادعاهای رژیم معکوس این است که: میتوانید صدها اگر نگوییم هزاران کالری را با معکوس کردن آهسته از کسری کالری، بدون افزایش چربی بدن مصرف کنید.
متأسفانه، میزان سوخت و ساز شما فراتر از آنچه برای ترکیب بدنی شما در هر وزن بدنی انتظار می رود، افزایش نخواهد یافت.
با بیشتر خوردن، افزایش در مصرف انرژی وجود دارد اما این افزایش از ۳ عامل ناشی میشود:
- بدن برای هضم و ذخیره غذای اضافی مصرف شده، انرژی بیشتری مصرف میکند.
- کالری بیشتر به معنای انرژی بیشتر است که منجر به حرکت بیشتر میشود.
- برای حرکت دادن یک بدن سنگینتر، انرژی بیشتری لازم است.
این نکته آخر است که در این ادعای خاص رژیم معکوس مشکل ایجاد میکند. میزان سوخت و ساز شما با اندازه و ترکیب بدن مقیاس میشود زیرا برای حفظ و حرکت یک بدن سنگینتر، انرژی بیشتری لازم است.
به عنوان مثال: در یک مطالعه ۶ هفتهای پرخوری، شرکت کنندگان ۵۰% بیشتر از میزان نگهداری وزن کنونیشان (تقریباً ۱۵۰۰ کالری مازاد) مصرف کردند. سوخت و ساز استراحت آنها ۱۲% افزایش یافت و آنها هنگام راه رفتن و دوچرخه سواری (به ترتیب ۱۱% و ۹%) انرژی بیشتری سوزاندند، صرفاً به دلیل سنگینتر بودن. منبع (۷)
یک تحقیق مهم نیز نشان میدهد که: چگونه سوخت و ساز شما از افزایش و کاهش وزن بدن (بهویژه، عضله و چربی) پیروی میکند. محققان تغییرات متابولیکی را در حالی که شرکتکنندگان ۱۰% از وزن بدن خود را افزایش دادند، به حالت اولیه بازگشتند و سپس ۱۰% و ۲۰% از وزن بدن خود را کاهش دادند، پیگیری کردند. منبع (۸)
در نهایت، یک مطالعه ۸ هفتهای انجام شد که در آن به شرکتکنندگان تقریباً ۱۰۰۰ کالری در روز بیشتر از نیازهای نگهداریشان غذا دادند. محققان میخواستند ببینند آیا پرخوری، نوعی سازگاری متابولیک “معکوس” را تحریک میکند، یعنی آیا بدن مصرف انرژی را بیش از حد انتظار از افزایش وزن بدن بالا میبرد؟ منبع (۹)
به طور متوسط، شرکتکنندگان طی ۸ هفته ۷.۵ کیلوگرم وزن اضافه کردند (که نیمی از آن چربی بدن بود). کل مصرف انرژی روزانه آنها ۷ تا ۱۰ درصد افزایش یافت که تقریباً به طور کامل به دلیل افزایش وزن بود. پس از تعدیل برای افزایش چربی و توده بدون چربی، میزان سوخت و ساز در خواب، تنها ۴۳ کیلوکالری در روز و مصرف انرژی ۲۴ ساعته ۲۳ کیلوکالری در روز بیشتر از حد انتظار افزایش یافت که نشاندهنده عدم وجود سازگاری متابولیک معکوس معنیدار است.
وقتی همه اینها را در کنار هم قرار دهیم، تنها راه مطمئن برای افزایش سوخت و ساز، افزایش وزن است، زیرا میزان سوخت و ساز شما متناسب با چربی و ماهیچهای که به دست میآورید افزایش مییابد. منبع (۱۰)
غیر از این، از نظر فیزیولوژیکی غیرممکن است که هزاران کالری بیشتر از نیازهای نگهداری خود را در یک ترکیب بدنی مشخص مصرف کنید، در حالی که به همان اندازه لاغر بمانید که در پایان رژیم بودید.
بله، با تغییر از رژیم غذایی با کمبود کالری به رژیم نگهداری، مصرف انرژی شما کمی افزایش مییابد اما این یک پیامد طبیعی خروج از کمبود کالری است.
برای روشن شدن، فرض کنید فردی با وزن ۱۷۰ پوند (۷۷ کیلوگرم) رژیم غذایی را شروع میکند و میزان کالری نگهداری او در این وزن ۲۵۰۰ کالری در روز است. پس از رژیم گرفتن، وزن او به ۱۶۰ پوند (۷۲ کیلوگرم) کاهش مییابد و میزان کالری نگهداری او اکنون ۲۰۰۰ کالری در روز است. با افزایش کالری و خروج از کمبود کالری، سوخت و ساز او ممکن است در حدود ۲۳۰۰ کالری در روز تثبیت شود. تا زمانی که او این وزن سبکتر را حفظ کند، کالری نگهداری او در حدود ۲۳۰۰ باقی خواهد ماند (با فرض عدم تغییرات شدید در فعالیت).
آیا رژیم معکوس میتواند از بازگشت وزن جلوگیری کند؟
میتواند اما نه به دلیل جادوی رژیم معکوس. دلایل واقعی خیلی هم جادویی نیستند!
اولین دلیل: شما کمبود کالری را طولانیتر کردهاید
فرض کنید در پایان رژیم، ۱۸۰۰ کالری مصرف میکنید و میزان کالری نگهداری جدید شما ۲۳۰۰ کالری است (یعنی نیازهای نگهداری شما در وزن جدید و لاغرترتان). اگر هر هفته ۵۰ کالری اضافه کنید، ۱۱ هفته دیگر طول میکشد تا به میزان نگهداری بازگردید. شما را نمیدانم اما اگر همین الان، چندین ماه را با مصرف کالری کمتر گذراندهام، آخرین چیزی که میخواهم انجام دهم این است که ۳ ماه دیگر را در کمبود کالری بگذرانم.
دلیل دوم: رژیم معکوس میتواند به افراد کمک کند تا از فراتر رفتن از سطح کالری نگهداری جدید خود جلوگیری کنند
افراد تمایل دارند در پایان رژیم، وزن اضافه کنند زیرا به عادات قدیمی خود قبل از رژیم باز میگردند که منجر به افزایش تدریجی کالری میشود.
رژیم معکوس یک رویکرد ساختاریافته برای بازگشت به کالری نگهداری ارائه میدهد. مطمئناً این روش به طور غیرضروری طولانی است، اما افراد را به پیگیری تغذیه و وزن خود وادار میکند و احتمال اینکه هرگونه افزایش وزن ناخواسته را قبل از اینکه به یک مشکل تبدیل شود، تشخیص داده و اصلاح کنند بیشتر میکند.
علاوه بر این، افزایش آهسته و روشمند کالری میتواند شوک روانی همراه با افزایش سریعتر کالری را کاهش دهد. اگر کسی فکر کند که در حال مصرف بیشتر غذا است در حالی که فیزیک بدنی لاغری را حفظ میکند، احتمال بیشتری دارد که به عادات خوب ادامه دهد که به یک حلقه بازخورد مثبت تبدیل میشود.
دلیل سوم: مردم افزایش وزن را با افزایش چربی اشتباه میگیرند
با وارد کردن غذای بیشتر به رژیم غذایی خود، وزن شما به ۲ دلیل افزایش مییابد: غذای بیشتری در معده خود دارید و گلیکوژن عضلانی و آب افزایش مییابد.
بنابراین، بیایید تصور کنیم که کسی رژیم خود را به پایان میرساند و شروع به خوردن بیشتر میکند، این از نظر تغییر وزن روی ترازو چگونه به نظر میرسد؟
۱ گرم کربوهیدرات حدود ۳ گرم آب به همراه دارد. اگر کسی با افزودن ۱۰۰ گرم کربوهیدرات، مصرف خود را افزایش دهد، این تقریباً ۴۰۰ گرم افزایش وزن کل (۱۰۰ گرم کربوهیدرات + ۳۰۰ گرم آب) یا کمی کمتر از ۱ پوند (۴۵۳ گرم) روی ترازو است. منبع (۱۱)
معده معمولاً پس از غذا حدود ۱-۱.۵ لیتر گنجایش دارد و در موارد شدید میتواند تا ۴ لیتر کشیده شود. البته، شما قرار نیست آنقدر غذا بخورید تا بترکید، بنابراین برای این مثال، فرض کنید در حالت نگهداری، حدود ۱.۵ لیتر غذا و مایعات در معده شما باقی میماند تا هضم شود که تقریباً معادل ۳ پوند (۱۳۶۰ گرم) روی ترازو خواهد بود. وزن آب ناشی از گلیکوژن و وزن فیزیکی توده غذایی بیشتر را اضافه کنید و ممکن است در چند روز اول افزایش ۴ پوندی (۱۸۱۴ گرمی) را مشاهده کنید.
رژیم معکوس به روش معمول (افزودن مقدار ناچیزی کالری به رژیم غذایی هر هفته) از افزایش ناگهانی وزن روی ترازو جلوگیری میکند که ممکن است به نظر برسد شما غذای بیشتری میخورید بدون اینکه چربی اضافه کنید اما در واقعیت، شما کالری را به قدری کم افزایش دادهاید که هفتهها طول میکشد تا روی ترازو منعکس شود.
پس داستانهای موفقیت رژیم معکوس چه میشوند؟
مطمئنم پستهای شبکههای اجتماعی را دیدهاید. ۲ عکس کنار هم قرار گرفتهاند، در یکی، فردی غمگین، نفخکرده و کاملاً بیتناسب به نظر میرسد. دومی، عکسی جدیدتر از اوست که در حال لبخند زدن است و اندام عضلانی و لاغر خود را به نمایش میگذارد. متن همراه آن اشاره میکند که چگونه آنها نمیتوانستند با کالری بسیار پایین وزن کم کنند. تنها با انجام چند ماهه رژیم معکوس بود که آنها سرانجام توانستند چربی از دست بدهند در حالی که ۲ برابر کالری میخوردند.
ردیابی و پایبندی بهتر
دلیل اینکه این افراد با مصرف کالری کمتر وزن کم نمیکردند این است که: مردم در گزارش دقیق میزان غذایی که میخورند، ضعیف هستند. منبع (۱۲)
جای تعجب نیست که اگر رژیم غذایی شامل غذای بیشتری باشد، پایبندی به آن بسیار آسانتر است. آنها دیگر سعی نمیکنند هر روز را با ۱۰۰۰ کالری به سختی سر کنند و سپس در آخر هفته به شدت پرخوری کنند و ناخواسته هزاران کالری اضافی به میانگین هفتگی خود اضافه کنند.
آنها شروع به اندازهگیری صادقانهتر غذاها میکنند زیرا احساس گناه کمتری برای پنهان کردن مصرف واقعی خود دارند. میانوعدههایی که صدها کالری به مصرف روزانه آنها اضافه میکردند، اکنون ردیابی میشوند زیرا آنها در سهمیه کالری خود فضای کافی برای جای دادن آنها دارند.
بنابراین، بخشی از این “جادو” صرفاً نتیجه رفتن از یک هدف کالری پایینتر که به درستی ردیابی نشده بود و احتمالاً به نگهداری وزن آنها نزدیکتر بود، به یک هدف کالری بالاتر که به دقت ردیابی شده بود و در نهایت آنها را در یک کسری کالری ثابت قرار داد است.
تنوع قابل توجهی در پاسخ افراد به پرخوری وجود دارد.
دو نفر میتوانند کالری مازاد یکسانی بخورند اما یک فرد، وزن کمتری اضافه میکند.
جدول زیر این تنوع را در چند مطالعه نشان میدهد که: در آن افراد روزانه ۵۰۰-۲۰۰۰ کالری پرخوری میکردند. در هر گروه مطالعاتی، برخی افراد به طور قابل توجهی بیشتر از دیگران وزن اضافه کردند، با وجود مازاد مشابه؛ افرادی که بیشترین افزایش وزن را داشتند، ۱.۸ تا ۵.۱ برابر بیشتر از افرادی که کمترین افزایش وزن را داشتند وزن اضافه کردند. منبع (۱۳)

یکی از دلایل اصلی این تفاوت، NEAT (انرژی فعالیت غیرورزشی) است، کالریهایی که از طریق حرکات کوچک و ناخودآگاه مانند: بیقراری، ایستادن یا قدم زدن سوزانده میشوند. برخی افراد به طور خودکار این حرکات کوچک را هنگام پرخوری افزایش میدهند و به طور موثری کالریهای اضافی را میسوزانند، در حالی که دیگران این کار را نمیکنند.
یک نمونه قابل توجه از این پدیده از مطالعهای در سال ۱۹۹۹ میلادی به دست میآید. محققان به شرکتکنندگان ۱۰۰۰ کالری بیشتر از نیازهای نگهداری بدنشان غذا دادند. به طور متوسط، افزایش در NEAT حدود دو سوم افزایش در مصرف انرژی روزانه را تشکیل میداد اما دامنه بسیار زیاد بود؛ برخی افراد کاهش در NEAT را تجربه کردند و یک نفر NEAT خود را تقریباً ۷۰۰ کالری افزایش داد. همانطور که انتظار میرفت، شرکتکنندگانی که NEAT را افزایش دادند، چربی کمتری نسبت به شرکتکنندگانی که افزایش مشابهی را تجربه نکردند به دست آوردند. منبع (۱۴)
- این چه ربطی به رژیم معکوس دارد؟

افرادی که چشمگیرترین نتایج را از رژیم معکوس تجربه میکنند، کسانی هستند که: به پرخوری بهتر پاسخ میدهند و در نتیجه: احتمال بیشتری دارد که در شبکههای اجتماعی درباره جادوی رژیم معکوس صحبت کنند. در همین حال، افرادی که تفاوت چندانی را تجربه نمیکنند، درباره موفقیت رژیم معکوس خود پستی نمیگذارند، بنابراین شما فقط جریان بیپایانی از برندگان را میبینید که این ایده را تقویت میکند که رژیم معکوس یک معجزه است.
اثر کاهش کسری
تصور کنید کسی یک رژیم سخت را با کالری کم به پایان میرساند، سپس به آرامی مصرف خود را افزایش میدهد. فرض کنید، در طی چند هفته، کسری خود را از ۸۰۰ کالری به تنها ۲۰۰ کالری کاهش دادهاند. کاهش اندازه کسری منجر به افزایش NEAT میشود، عملکرد تمرینی بهبود مییابد، احتباس آب کاهش مییابد و گلیکوژن عضلانی شروع به پر شدن مجدد میکند. همه اینها به آنها کمک میکند لاغرتر به نظر برسند.
اگرچه آنها نسبت به آنچه در پایان رژیم میخوردند، غذای بیشتری میخورند اما هنوز در یک کسری کوچک هستند و با گذشت زمان، به کاهش چربی ادامه خواهند داد، هرچند با سرعت کمتر. به عنوان یک ناظر بیرونی، شما فقط ۲ متغیر را میبینید (فزایش مصرف غذا و ظاهر فیزیکی آنها) که میتواند باعث شود به نظر برسد که آنها بیشتر میخورند در حالی که لاغرتر میشوند، در حالی که در واقع آنها لاغرتر میشوند زیرا هنوز در یک کسری هستند.
بگذارید مردم هر کاری میخواهند انجام دهند
موافقم. مردم میتوانند هر کاری میخواهند انجام دهند و اگر شما یک رویکرد رژیم معکوس بسیار تدریجی را ترجیح میدهید، خودتان را خسته کنید. با این حال، شما باید این تصمیم را با آگاهی از این بگیرید که مسیری طولانیتر و محدودکنندهتر را انتخاب میکنید، در حالی که یک رویکرد سریعتر و سادهتر همان نتایج را به همراه خواهد داشت.
مهمتر از آن، طولانی کردن بیمورد زمان شما در یک کسری، مدت زمان سازگاری متابولیک را نیز طولانی میکند، به این معنی که: زمان بیشتری را صرف مبارزه با گرسنگی، انرژی کم، کاهش میل جنسی و عملکرد ضعیف تمرینی میکنید.
چگونه رژیم معکوس را به درستی انجام دهیم؟

میخواهید در اسرع وقت از کسری خارج شوید بدون اینکه به مازاد برسید. این به معنای توانایی تعیین کالری نگهداری جدید شما است. خوشبختانه، اگر وزن ترازو و مصرف کالری خود را ردیابی کرده باشید، انجام این کار بسیار آسان است.
- مرحله ۱: میانگین کاهش وزن هفتگی خود را محاسبه کنید. محاسبه کنید که به طور متوسط هر هفته چقدر وزن کم کردهاید.
- مرحله ۲: آن را به کالری تبدیل کنید.
اگر بر حسب پوند ردیابی میکنید: کاهش هفتگی خود را در ۵۰۰ ضرب کنید.
اگر بر حسب کیلوگرم ردیابی میکنید: کاهش هفتگی خود را در ۱۱۰۰ ضرب کنید.
این اندازه کسری کالری روزانه شما است.
- مرحله ۳: میانگین مصرف خود را پیدا کنید. محاسبه کنید که به طور متوسط در همان دوره ۴ هفتهای، روزانه چند کالری مصرف کردهاید.
- مرحله ۴: کالری نگهداری جدید خود را تخمین بزنید. کسری روزانه خود (از مرحله ۲) را به میانگین مصرف خود (از مرحله ۳) اضافه کنید. این تقریباً مصرف نگهداری جدید شما است.
- مرحله ۵: تصمیم بگیرید که چگونه میخواهید کالری را افزایش دهید.
گزینه A (مستقیم): کالری خود را مستقیماً به آن عدد نگهداری جدید افزایش دهید.
گزینه B (تدریجی): نیمی از کالری را بلافاصله و نیمه دوم را در هفته ۲ اضافه کنید. این گزینه برای افرادی که احساس میکنند جهشهای ناگهانی ترازو، آنها را آشفته میکند، بهتر عمل میکند.
مثال:
- میانگین مصرف شما ۱۶۰۰ کالری در روز بوده است.
- شما ۱ پوند در هفته وزن کم کردهاید.
- این بدان معناست که: در حال حاضر در یک کسری ۵۰۰ کالری هستید.
- نگهداری = ۱۵۰۰ + ۵۰۰= ۲۰۰۰ کیلوکالری در روز.
- سپس فقط تغییر میانگین وزن خود را زیر نظر داشته باشید و مصرف خود را تنظیم کنید اگر:
وزن هنوز بیش از ۰.۵% از وزن بدن شما در هفته کاهش مییابد ← کالری خود را ۵-۱۰% افزایش دهید.
وزن بیش از ۰.۵% از وزن بدن شما در هفته افزایش مییابد ← کالری خود را ۵% کاهش دهید.
حرف آخر
رژیم معکوس ذاتاً مضر نیست اما درک اینکه چه کاری میتواند و چه کاری نمیتواند انجام دهد، مهم است.
این رژیم، سوخت و ساز خراب را ترمیم نمیکند (زیرا سوخت و ساز شما خراب نیست) یا یک افزایش جادویی در سوزاندن کالری ایجاد نمیکند. برای اکثر مردم، انتقال مستقیم به کالری نگهداری، رویکردی سادهتر، کارآمدتر و کمدردتر برای تغذیه پس از رژیم غذایی است.













